سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی
20 شهریور 1404
اجتماعی, اقتصادی, دانش, مازندران
مقاله واصله:به قلم _✍سیداصغرعفتی *
ارزش ها، هنجارها، روابط اجتماعی و شبكه های روابط جمعی انسجام بخش میان انسان ها و سازمان ها است. عالمان اجتماعی برای حل مشكل مربوط به كنترل جمعی بر مفهوم سرمایه اجتماعی تأكید دارند و بر این باورند كه در غیاب سرمایه اجتماعی سایر سرمایه ها اثربخشی مطلوب خود را از دست می دهند و بدون سرمایه اجتماعی ، پیمودن راه های توسعه و تكامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار و دشوار است.
چنانچه بخواهیم نقطه آغاز بحث را از آشنایی با مبانی تئوریك سرمایه اجتماعی شروع كنیم باید به سراغ تبیین نظری سرمایه اجتماعی برویم. ادبیات مربوط به سرمایه اجتماعی نشان می دهد مباحث نظری مطرح شده در قالب نظریه های خرد، میانی و كلان قرار می گیرد.

در بخشی از مؤلفه های نظری سرمایه اجتماعی به عنوان بخشی از نظریه كنش انسان تلقی شده و در سطح تحلیلی فرد مورد بررسی قرار گرفته است . در این سطح واحد بررسی فرد یا حضور فرد در بنگاه و یا گروه در مقیاس كوچك است. در سطح میانی، سازه سرمایه اجتماعی در قالب فرایندهای اجتماعی مورد واكاوی نظری و تجربی قرار گرفته است و در بخش دیگر از سرمایه اجتماعی به عنوان یك مفهوم برای مطالعه عملكرد نهادی و اقتصادی در سطح جمعی استفاده شده است. آنها مقیاس و سطح تحلیل را به سطح ملت ها یا مناطق تغییر داده اند. پژوهشگرانی چون پاتنام (۱۹۹۳)، فوكویاما(۱۹۹۵) و اینگلهارت (۱۹۹۷) كه موضوع پژوهش آنها ملت ها و یا مناطق اند، در این گروه قرار می گیرند.
پاكستون (۱۹۹۹) سطوح مشابهی از ساختار اجتماعی را توصیف می كند كه سرمایه اجتماعی ذاتی هركدام از آنهاست. به نظر او در سطح فردی، سرمایه اجتماعی یك كالای شخصی مانند سرمایه انسانی است كه می تواند برای منفعت اقتصادی و یا دیگر نتایج شخصی مورد استفاده قرار گیرد. پاكستون از سطح تحلیلی دیگری با عنوان سطح تحلیل كلان – جامعه شناختی یاد می كند كه در آن ، سرمایه اجتماعی به عنوان ویژگی یك اجتماع گسترده (جامعه) مدنظر قرار گرفته است.
پاتنام سرمایه اجتماعی را در رابطه نهادهای دموكراتیك و توسعه اقتصادی مورد مطالعه قرار می دهد و آن را به صورت اعتماد، هنجارها و شبكه ها به عنوان تسهیل كننده همكاری برای منفعت متقابل تعریف می كند.
فرانسیس فوكویاما نیز سرمایه اجتماعی را به عنوان منابع رشد سطح همكاری اعضای جامعه به عنوان كاهش دهنده، هزینه مبادله ارتباطات تعریف می كند و به سرمایه اجتماعی از منظر ارزش های اجتماعی و عاملیت آنها در خلق رونق اقتصادی می نگرد.(غلامرضا غفاری)
درباره نقش سرمایه اجتماعی و تأثیرآن بر توسعه بویژه توسعه اقتصادی مطالب زیادی به رشته تحریر درآمده است. اما آنچه دراین مقوله مهم است شناخت سرمایه اجتماعی در جامعه ایران و تطبیق با مؤلفه های توسعه اقتصاد ایران است.
امروزه ساختارهای اجتماعی مورد نیاز توسعه اقتصادی با مفهوم «سرمایه اجتماعی » شناخته می شود.
كشور ما از دیرباز دنبال دستیابی به توسعه اقتصادی است و دراین مسیر تلاش های گسترده ای از سوی مردم و دولت صورت گرفته است. الگوهای توسعه كشورهای توسعه یافته در كشور به كار گرفته شده است، اما دریغ كه نتیجه آن متفاوت از هدف غایی توسعه اقتصادی بود.
تبیین ارتباط میان توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی از یك سو به دلیل چند وجهی بودن توسعه اقتصادی و از سوی دیگر به دلیل مسائل و مشكلات مطرح در سنجش سرمایه اجتماعی با پیچیدگی های قابل توجهی روبروست .
مطالعه ارتباط میان سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی در سال ۱۳۸۵ نشان می دهد همبستگی شدیدی میان توسعه اقتصادی و متغیرهای نماینده سرمایه اجتماعی وجود دارد.
تبیین رابطه میان سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی، برخلاف تبیین رابطه میان سرمایه اجتماعی و رشد اقتصادی پیچیدگی های قابل توجهی دارد. مكانیزم اثرگذاری سرمایه اجتماعی را می توان از طریق آثار آن بر رفتار كارگزاران اقتصادی (دولت ، خانواده و بنگاه) بررسی كرد. خانوار، دولت و بنگاه براساس میزان اعتماد متقابل و مشاركت (سرمایه اجتماعی ) به تعامل پویا با یكدیگر پرداخته و بسترهای توسعه اقتصادی را فراهم می سازند. دراین نگرش سرمایه اجتماعی بطور غیرمستقیم از طریق اثرگذاری بر رفتار كارگزاران اقتصادی ، توسعه اقتصادی را تحت تأثیر قرار می دهد.
با پیروزی انقلاب و آغاز تغییر و تحولات گسترده در ساختارهای سیاسی و اقتصادی كشور میزان مشاركت مردم و اعتماد دولت و مردم به شدت افزایش یافت. به عبارت دیگر می توان یكی از نتایج بزرگ پیروزی انقلاب كه خود براساس سرمایه اجتماعی قوی شكل گرفت، تقویت سرمایه اجتماعی در جامعه برای آغاز حركت نوینی در عرصه سیاسی و اقتصادی كشور دانست. تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به دولت به شدت انگیزاننده شكل دهی حركت های جدید در كشور شد.
با توجه به ایده فوكویاما مبنی بر این كه در جوامعی كه سطح اعتماد در آنها پائین است ساختار تولیدی به گونه ای است كه بیشترین ارزش تولیدی جامعه در قالب فعالیت های اقتصادی خانوار صورت می گیرند و ارزش تولیدی بنگاهی كمتر است.
فوكویاما به جنبه خانواری و غیرخانواری فعالیت های اقتصادی توجه داشت و بیان می كند در جوامعی كه به دلایلی اعتماد به یكدیگر در مردم كم است آنها از یكدیگر می هراسند و از هم دور می شوند. در چنین جوامعی تنها محفل امن برای فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری ، حیطه خانواده و آشنایان است.
زیرا در چنین محفل هایی به خاطرهمدلی و همبستگی یا رودررویی آتی امكان فریب و استثمار كمتر می شود و افراد با خیال آسوده به سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی مشغول می شوند. در این گونه جوامع شعاع اعتماد بسیار كم و محدود به حیطه خانوار است.
بنابراین درچنین جوامعی بیشتر تولیدات اقتصادی درحوزه خانوار انجام می شود و سهم ارزش افزوده بنگاهها یا شركتها كه شكل گیری آن مستلزم اعتماد افراد به یكدیگر است، در ایجاد ارزش افزوده كل ناچیز خواهد بود.
مطابق محاسبات صورت گرفته براساس داده ها در اقتصاد ایران در سال های ۱۳۸۱- ۱۳۷۵ خانوارها سهم بیشتری از ارزش افزوده كشور را تولید می كنند. به طوری كه ۴۳ تا ۴۶ درصد از ارزش افزوده كل كشور، سالانه توسط خانوار تولید می شود. همواره طی این دوره ها متوسط رشد سالانه ارزش افزوده ایجاد شده توسط این نهاد، مثبت و در حدود ۱/۱۵ درصد است و ۲۸ تا ۳۳ درصد از تولید ارزش افزوده كل در دست شركت های مالی و غیرمالی دولتی و غیردولتی است . آنچه دراین آمارها بیشتر به چشم می خورد نقش مسلط تولید خانواری است كه از لحاظ بحث سرمایه اجتماعی بسیار معنی دارد.در مجموع این نتایج از مطالعه حاضر به دست آمده است:
۱) در اقتصاد ایران بخش قابل ملاحظه ای از ارزش افزوده كل، توسط نهاد خانوار تولید می شود . نهادخانوار با تولید ۴۰ تا ۵۰ درصد از ارزش افزوده نقش مسلطی بر عملكرد اقتصاد كشور دارد در طول سال های مورد بررسی (۷۵ تا ۸۱) نهاد خانوار تسلط خود را بر مقدار تولید ارزش افزوده همواره حفظ كرده است خانوارها همراه با نهاد عمومی دولت و نفت ۷۰ درصد تولید كشور را در دست دارند ۳۰ درصد باقی مانده تولید كشور نیز میان شركت های دولتی و غیردولتی تقسیم می شود.
اگر اقتصاد ایران یك اقتصاد دولتی نبود و از شركت های دولتی حمایت نمی شد، شاید میزان سهم خانوار از ارزش افزوده تولید كشور ازمقدار فعلی نیز فزونتر می شد. در اقتصاد ایران نهادهای رسمی و غیررسمی حاكم، عملكردشان به گونه ای بوده است كه همواره ترس از شراكت و همكاری در میان مردم رواج یافته است و مردم برای گریز از ضرر و زیان حاصل از این بی اعتمادی ترجیح می دهند فعالیت های اقتصادی شان را در محفل دوستان و آشنایان خود به انجام برسانند و این شاید عامل مهمی در گسترش نیافتن و افول شركت های اقتصادی در ایران شده است.
۲) بدون توجه به مسائل و ساختار اجتماعی تلاش برای حل مشكلات اقتصادی نتایج نامشخصی را به وجودخواهد آورد. تشویق برای سرمایه گذاری بدون حل بی اعتمادی و تركیب ساختار تولیدی جامعه نتایج مثبتی نخواهدداشت. شاید عمده ترین دلیل این بی اعتمادی ، نگرش «كوتاه مدت بودن » نتایج در جامعه ایران باشد.(فرهاد نیلی)
*عضو انجمن جامعهشناسی ایران
*معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی فرمانداری ویژه شهرستان آمل
منابع فارسی:
۱-غفاری،غلامرضا،مقاله”تبیین نظری سرمایه اجتماعی”،دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
۳- مهدوی،ابوالقاسم و سجاد برخورداری، مقاله”سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی (مورد ایران)”،دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران.
۴-تاری،فتح الله، مقاله “نقش سرمایه اجتماعی در راستای خصوصی سازی و توسعه اقتصادی”، استادیار دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی.
۵-نیلی،فرهاد و مهدی آذری،مقاله “تأثیر اعتماد بر عملكرد اقتصادی در اقتصاد ایران”، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف و كارشناس ارشد علوم اقتصادی